تبليغاتX
نهضت نواندیشی
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
سنت یا مدرنیته

 چشم انداز ایران شماره شهریور و مهر 1384

 

نگاهي به كتاب

 "شريعتي؛ نقاد سنت، قدرت و مدرنيته"

اثر تقي رحماني

 

محمد محمدي

 

"شريعتي بحث‌انگيزترين متفكر چند دهه اخير در جامعه ماست." اين ادعاي نويسنده كتاب است كه خود از متأثران انديشه شريعتي و از هواداران و پيروان انديشه اوست كه در اتمسفر انديشه و تفكر شريعتي زندگي مي‌كند و در جامعه نيز به همين عنوان شناخته مي‌شود.

اين كتاب كه اخيراً توسط نشر صمديه به چاپ رسيده، دربردارنده مقالات مختلفي است كه در سال‌هاي پياپي به تناسب نياز در مراسم‌ بزرگداشت شريعتي ازسوي نويسنده مطرح شده است.

ويژگي اين مقالات ـ كه ارتباط آنها را در ادامه بيان خواهيم كرد ـ تحليلي بودن آنهاست. اين مطالب پيشينه آكادميك ندارد، اما مقالات با روش تحليلي با رويكرد پاسخگويي به نيازهاي جامعه است، آن هم تحليل آرا و اهداف و راهبرد روشنفكري مذهبي كه به بومي‌انديشيدن توجه داشته است. موضوعات كتاب با روش تحليلي ـ راهبردي، خواننده را به قرائت خاصي از شريعتي دعوت مي‌كند كه بيشتر ويژگي شيوه كار دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي دكترشريعتي بوده كه نويسنده يكي از اعضاي آن است. ايشان در بيان و بازخواني آراي شريعتي، قصد بازسازي و خلق ديدگاه‌‌هاي جديدتري را دارد.

كتاب يادشده را مي‌توان از كتاب‌هاي پژوهشي ـ تحليلي با سابقه رويكرد آكادميك جدا كرد قصد دارند شريعتي را به يك متفكر اروپايي منطبق كنند، يا ديدگاه وي را بر متفكري تطبيق كنند تا بدين‌وسيله به نقد يا تجليل وي بپردازند. روش تحليلي ـ راهبردي به‌سوي بومي‌سازي ايده‌ها و كاربردي كردن آن است. نويسنده شريعتي را اقيانوسي از ايده‌هاي مهندسي نشده مي‌داند. وي در كتاب نقادي قدرت، در مورد دكترين (ايده)، نظريه و مدل توضيح داده است. روش تحليلي ـ كاربردي در تحليل آراي شريعتي به نظر نويسنده، شريعتي را در دسترس و قابل نقد و بررسي مي‌كند و وي را به‌عنوان متفكري در صحنه انديشه و تفكر نگه‌مي‌دارد.

كتاب در بخش‌هاي مختلف درباره اهداف و ايده‌‌هاي دوران‌ساز و ويژگي انديشگي و راهبرد شريعتي سخن گفته است و براي شناخت و بررسي اين ويژگي‌ها تلاش كرده كه با نگاه همدلانه با وي، به بررسي آراي متعدد وي بپردازند.

مروري گذرا بر بخش‌هاي مختلف كتاب به شناخت محتواي آن كمك بيشتري مي‌كند.

 

مقدمه

در مقدمه كتاب به اين‌كه بسياري از مفاهيم بنيادي آثار شريعتي، مطالب و مسائل مبتلا‌به جامعه است اشاره شده و هم اين‌كه وي نويسنده‌اي بحث‌انگيز در جامعه ماست. ادعاي مهم نويسنده در مقدمه كتاب اين است كه سنت، قدرت و مدرنيته را در آثار شريعتي مورد بررسي قرار داده است.

 

در راستاي مدرنيته شرقي

از نظر نويسنده براي تحقق مدرنيته بومي كه وي آن را شرقي مي‌نامد، از نظر شريعتي مي‌بايد روشنفكران براي روشنفكري به تصفيه و پالايش سنت فكري ايراني ـ اسلامي بپردازند كه توضيح اين نكته مطلب تازه‌اي نيست. اما در ادامه مطلب با ديد راهبردي به جنبه‌اي از كار شريعتي توجه شده كه همانا ذوق و شوق وي در كتاب "چه بايد كرد" است كه طرح نهاد فرهنگي ـ فكري ساختن در حسينيه ارشاد مي‌باشد.

وي اين نوع حركت را، بستر نهادينه‌كردن فرهنگ و تفكر و امكان عملي‌شدن ايده‌ها و انديشه به شكل كاربردي در جامعه مي‌داند. حاصلش امكان توليد تفكر و توليد نظريه در جامعه را در اين نهاد، استمرار مي‌دهد و همچنين ادامه اين نهادسازي فرهنگي ـ هنري به نهاد صنفي منتهي مي‌شود كه به اقدامي در جهت تحقق آزادي و عدالت مي‌‌انجامد. اين نوع نگرش به آراي شريعتي همان ويژگي درس تحليلي ـ راهبردي نويسنده را آشكار مي‌سازد.

 

شريعتي و نقادي سنت

كتاب مدعي است كه شريعتي نقاد سنت، قدرت و مدرنيته است. در اين قسمت شريعتي نقاد سنت است، نه نفي‌كننده آن. از نظر شريعتي نقد مدرنيته به‌منظور توليد فكر از مسير نقد سنت مي‌گذرد. بدون نقد سنت، نقد مدرنيته و قدرت در جامعه اقدامي ابتر و ناقص است. شريعتي استعمارستيز است. نقد سنت به‌جاي نفي سنت، توجه به نقد مذهب در جامعه از ويژگي‌ تفكر وي است كه به كشف‌هاي وي منتهي شده، نظريه مذهب عليه مذهب و طرح شيعه صفوي و بررسي اين جريان از ويژگي نقادي دقيق سنت وي است. نويسنده به ابعاد اين نقادي و بعد به نتايج كاربردي از اين نقادي مي‌پردازد كه نتيجه آن شناخت دقيق سنت مذهبي و سياسي جامعه ماست و حاصل ديگرش نقد سنت به‌جاي نفي سنت است. بررسي برخي از كاستي‌هاي شريعتي در نقد سنت در اين مقاله تذكر داده شده كه حاكي از توجه به ديد راهبردي نويسنده مي‌باشد.

 

ويژگي تفكر شريعتي

ويژگي پيوندي بودن شريعتي كه نويسنده آن را

 1ـ پيوند و همبستگي عقل و وحي، عشق و عقل مي‌داند.

 2ـ تأويلي ـ انتقادي بودن انديشه وي كه ازنظر نويسنده وي را به انديشمندي كنش‌زا در جامعه تبديل مي‌كند و ويژگي تركيبي بودن وي در روش كه شريعتي به آن ديد ديالكتيكي مي‌گويد، در اين قسمت از كتاب مورد توجه است.

نويسنده خواستار تفكيك ميان آرمان‌ها، نظريه‌ و الگوهاي ارائه‌شده در آثار شريعتي مي‌باشد و از خواننده مي‌خواهد كه در اين تقسيم‌بندي‌هاي تفكيك نشده دقت كند. مطالعه آثار شريعتي با شناخت ويژگي روش وي و هم شناخت و تفكيك آرمان‌ها، نظريه‌ها و الگوهاي شريعتي در شناخت آثار وي و نقد جدي به وي موثر واقع مي‌شود.

نويسنده در راستاي همين روش سعي نموده در قسمتي از كتاب به‌نام نظريه‌هاي معطوف به ايده با تفكيك نظريه‌هاي معطوف به ايده و نظريه‌هاي معطوف به عمل، تفاوت‌هاي اين نظريه‌ها را نشان دهد و آنها را در آثار شريعتي بررسي كند. وي نظرات معطوف به ايده شريعتي را "سپهرسازي" مي‌داند كه ازجمله اين ايده‌ها از نظريه "خلقت انسان در قرآن"، بازسازي "ماجراي هابيل و قابيل"، طرح "زر و زور و تزوير" و مقوله "عرفان، برابري و آزادي" ياد مي‌كند. وي نظرات معطوف به ايده شريعتي را براي مخاطب انگيزه‌زا و تفكرساز مي‌داند.

 

آزادي در مرحله اراده، شناخت و قانون

شريعتي انديشمندي است كه بسيار درباره آزادي انسان سخن گفته است. نويسنده با همان شيوه جداسازي ايده، نظريه و مدل، تلاش كرده آراي شريعتي را به صورت دسته‌بندي شده درباره آزادي در مقام آزادي به‌عنوان ايده و دكترين، نظريه‌پردازي درباره آزادي انسان و مدل تحققي در مورد آزادي توضيح دهد و نكات برجسته و ضعف ديدگاه وي را برشمارد.

 

استراتژي شريعتي

بحث در مورد راهبرد آگاهي‌بخش به‌عنوان راهبرد كامل مورد توافق نويسنده نيست. وي راهبرد آگاهي‌بخش شريعتي را راهبردي مكمل مي‌داند كه مي‌تواند سپهرساز و بسترساز و نيروي آزادكننده باشد. يك متفكر به‌دليل وسعت آرا و نظراتش، استعداد آن را دارد كه از آثارش برداشت‌هاي گوناگون و گاه متضاد صورت بگيرد. نويسنده راهبرد آگاهي‌بخش را ـ كه مورد عنايت برخي از طرفداران شريعتي به‌عنوان اصلي‌ترين و موثرترين شيوه براي پيشرفت جامعه است ـ كامل نمي‌داند و امكان آگاه‌كردن همه افراد جامعه را باور ندارد. از همين‌رو در عين مهم خواندن راهبرد آگاهي‌بخش به نقش مكمل نه تمام‌كننده اشاره دارد. خواندن اين كتاب مي‌تواند نسبتي ميان برخي از آراي شريعتي و مسائل مبتلا‌به امروز برقرار كند كه مخاطب را به تفكر و تأمل وامي‌دارد. نويسنده در تمام قسمت‌هاي كتاب از نقاط قوت و ضعف در آثار شريعتي سخن گفته و آراي برخي از منتقدان را به وي پذيرفته و برخي را نيز منصفانه ندانسته است. خواندن اين كتاب به پژوهشگران مسائل تئوريك در مورد سنت، قدرت و مدرنيته توصيه مي‌شود. بعد از معرفي اين كتاب در فرصت ديگري به نقد آن نياز است تا ماجراهاي فكري بيشتري پيرامون نقد سنت، مدرنيته و قدرت در جامعه آفريده شود.

|+| نوشته شده توسط علی افراز در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386 و ساعت 9:21 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar