تبليغاتX
نهضت نواندیشی
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
کدام شریعتی؟

دیروز پشت سر هم در دو جلسه بودم که در هر دو درباره " دین " بحث می شد . یکی خصوصی تر بود و به بحث درباره انتشار مجله ای فکری اختصاص داشت و یکی هم عمومی تر بود و سارا شریعتی به بحث درباره لایسیته می پرداخت .
در جلسه نخست بزرگواری که همه می شناسیدش و در سال های اخیر در حوزه دین پژوهش های ارزنده ای داشته است ، با اشاره انتقادی به پروژه سروش انتخابات نهم ریاست جمهوری را نتیجه کم لطفی روشنفکران و اصلاح طلبان به دین می دانست و معتقد بود که ما باید روی هویت دینی خود تاکید کنیم و حجم عمده مجله را به این هویت اختصاص بدهیم .
چنین دغدغه ای این روزها از سوی بزرگواران دیگری هم بیان می شود . من فکر می کنم ( همان جا هم گفتم و البته با واکنش آن بزرگوار هم روبه رو شد) این دوستان یک پیش فرض غلط درباره انتخابات اخیر دارند و فکر می کنند که مردم در انتخابات گذشته بین دو نوع دین داری ، یکی را برگزیدند و احمدی نژاد برای این رای آورد که بیش تر روی دین تاکید می کرد .

من فکر می کنم علیرغم این که دین در ایران امر مهمی است و هیچ گروه مخالف دین نمی تواند آرای مردم را جلب کند ، حداقل در این انتخابات و این نامزد خاص آن چه برنده را تعیین کرد شعار های غلیظ دینی نبود . مروری بر شعار های عمده احمدی نژاد در مرحله اول و به خصوص دوم نشان می دهد که شعار های او بیش از این که رنگ و بوی دینی داشته باشد ، یادآور ادبیات چپ غیر مذهبی است .
برای من دین امر مهمی است ، نه فقط به این خاطر که خود را دین دار می دانم ، بلکه به عنوان پدیده ای اجتماعی نیز ایران را بدون نقش دین و دین داران نه می توان تحلیل کرد و نه می توان تغییر داد و آنان که به ناسازگاری دین و دموکراسی و حقوق بشر معتقدند و خیال می کنند که برای استقرار دموکراسی و حقوق بشر در ایران باید دین را کنار گذاشت گره بر باد می زنند ، با این همه نگرانم که این شکست بخشی از نیروهای پیشرو را که با نقد گونه ای از دین داری که با دنیای جدید سازگار نیست برآمدند به سوی همان نوع از دینداری سوق دهد ، دین داری که پیشاپیش می دانیم قرار است پشتوانه تبلیغات سیاسی باشد ، دین داری ریاکارانه .
اما از بحث سارا شریعتی خوشم امد . راستش با تصوری که از مرحوم دکتر شریعتی دارم و با یاداشت هایی که از سوسن شریعتی دختر دیگر دکتر خوانده بودم ، انتظار داشتم با سخنرانی پرشور و هیجان و احساسی روبه رو شوم ، اما آن چه شنیدم درست برعکس بود . دختر شریعتی باشی و این قدر آرام باشی ؟ بحثش بحثی عمیق بود و آموزنده .
او در این سخنرانی به تجربه لایسیته درفرانسه پرداخت و آن را یک استثنای فرانسوی خواند وبا اشاره به رابطه دین و دولت در چند کشور دیگر به مقایسه این تجربه های مختلف پرداخت و تلاش کرد که با توجه به وضعیت ایران بگوید که چه می توان از تجربه فرانسویان آموخت . حاضران هم پرسش های خوبی مطرح کردند و به خصوص با توجه به منطق موقعیت ما .
به هر حال جلسه خوبی بود و لذت بردم ، اما برایم نکته مهم تر تفاوت دو شریعتی بود . آیا این تفاوت دو نسل بود ؟ دوستی از او پرسید بر اساس پیشنهاد هایی که شما دارید ( توجه به آموزش و...) رسیدن به این نقطه مستلزم حداقل 100 سال زمان است و این نوعی نا امیدی به وجود می آورد ، آیا راه سریع تری وجود ندارد؟ این پرسش و پاسخ او چند بار رد و بدل شد و هر بار بزرگ ترین دغدغه شریعتی پرهیز از خشونت بود . او راه حل مشخصی نداشت ،او تلفیقی از همه راه ها حتی از راه دستیابی به قدرت و اصلاح اراده گرایانه را مجاز می شمرد ، اما با پرهیز از خشونت . این تفاوت از کجا سرچشمه گرفته است ؟ آیا این نسل در کوران حوادث آب دیده شده است و چنین تجربه ای اندوخته است ؟ این تفاوت هر دلیلی داشته باشد ، امیدوار کننده است و شاید این تفاوت در میان خیلی از افراد باشد ، اما تفاوت این دو شریعتی معنایی نمادین هم دارد و همین به امیدواری را بیش تر می کند .


|+| نوشته شده توسط علی افراز در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386 و ساعت 9:51 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar